عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

96

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

فرستاده شدند ، حرف مىزدند [ و زبان يكديگر را نمىفهميدند ] . در قصهء آن اعرابى كه در مسجد ادرار كرد و اصحاب متعرض او شدند ، حضرت فرمود : شما بر آسان‌گيرى مبعوث شده‌ايد ، نه سخت‌گيرى . ابن حجر گويد : پيغمبر به مأموران و فرستادگانش مىفرمود « يسّروا و لا تعسّروا » . « 1 » اين روايت در صحيح مسلم به اين صورت از ابو موسى روايت شده : « بشروا و لا تنفروا و يسروا و لا تعسروا » ؛ خبر خوش بدهيد و ايجاد نفرت نكنيد ، آسان بگيريد و سخت نگيريد » . از عبد الله بن عمر روايت است كه پيغمبر ، معاذ و ابو موسى را به رسالتى اعزام مىكرد ، فرمود : « تشاورا و تطاوعا ، و يسرا و لا تعسّرا ، و بشّرا و لا تنفرا » . ( 1 ) پيك در زمان خلفاى نخستين « بريد » فاصلهء بين دو ايستگاه به اندازهء چهار فرسخ يا دوازده ميل است ؛ آنگاه بر شخص نامه‌رسان اطلاق گرديد و در اصل از نهاده‌هاى ايرانى است كه در اسلام نيز به كار گرفته شده و متولى مخصوصى به عنوان « عامل البريد » داشت كه اخبار واليان و مناطق را به دار الخلافه ، و خبرها و دستورهاى دار الخلافه را به واليان و مناطق مىرساند . نخستين كسى كه بريد مقرّر كرد ، معاويه بود ؛ يعنى روش و اسلوب و فواصل بر آن تعيين نمود . البته خلفا از جمله عمر بريد داشتند ؛ چنان كه در الصحيح آمده است : ابو موسى در دار البريد نماز خواند . شارح گويد : آن محلى بوده است در كوفه كه فرستادگان خليفه آنجا ساكن مىشدند و در گوشه‌اى از كوفه قرار داشت ؛ و ابو موسى در زمان عمر و عثمان امير كوفه بود . المطرزى گويد بريد در اصل چهارپاى بسته و آمادهء حركت است ، سپس بر پيكى كه بدان سوار مىشود ، و سپس بر مسافت ميان دو ايستگاه اطلاق شده است . ( 2 ) در سيرة عمر « 2 » پس از نقل تبعيد نصر بن حجاج از مدينه ، آمده است : عمر نامه‌اى به عامل خود در بصره نوشت و به پيك داد كه برساند . نيز منادى در بصره ندا داد كه بريد مسلمين حركت مىكند ، هر كس حاجتى دارد بنويسد و نصر بن حجاج نامه‌اى نوشت و پنهانى در ضمن نامه‌ها كه به عمر مىرسيد ؛ قرار داد . در قصهء ديگرى كه باز در زمان عمر اتفاق افتاده ، ذكر بريد در ميان مىآيد . بريد مسلمانان ، هديه‌اى از سوى ام كلثوم [ دخت امام على ( ع ) ] همسر عمر براى زن قيصر روم مىبرد و متقابلا هديه‌اى از طرف همسر قيصر براى وى

--> ( 1 ) . ابن حجر عسقلانى ، فتح البارى ، ج 1 ، ص 279 . ( 2 ) . ابن الجوزى ، سيرة عمر ، ص 85 .